الشيخ محمد آصف المحسني

75

عاشورا واهميت دين (فارسى)

اى وارث سرير امامت به پاى خيز * بر كشتگان بى كفن خود نماز كن برخيز ، صبح ، شام شد اى مير كاروان * ما را سوار بر شتر بى جهاز كن يا دست ما بگير از اين شهر پر بلا * بار ديگر روانه به سوى حجاز كن ولى از بدن پاره پاره حسين بن على ( ع ) جواب نيامد . زينب ( س ) رو به طرف مدينه كرد : پس با زبان پُرگِله آن بضعة الرسول * رودر مدينه كرد كه يا ايها الرسول اين كشته فتاده به هامون حسين توست * اين صيددست و پا زده درخون حسين توست اين ماهى طپيده به درياى خون كه است * زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست بعد به فاطمه زهرا ( س ) خطاب مىكند . من اين را مى گويم و شما زمزمه كنيد تا صداى شما به امام حسين ( ع ) برسد . پس روى در بقيع و به زهرا خطاب كرد : مرغ هوا و ماهى دريا كباب كرد * كاى مونس شكسته دلان حال ما ببين ما را غريب و بى كس و بى آشنا ببين